-
به راحتی می شود بدون فکر کردن حرف زد، ولی به سختی می شود زبان را مهار کرد!
-
لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی اند!
-
کسی را برای دوستی انتخاب کن که قلبش آنقدر بزرگ باشد که برای جا شدن در قلبت لازم نباشد خودت را کوچک کنی!
-
آنگاه که زندگی هم چون ترانه ای جاری می گردد، شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زمانی آشکار می شود که در لب شرایط آشفته هم لبخند بر لب داشته باشد!
-
آینده هرگز اتفاق نمی افتد بلکه ساخته می شود!
-
وحشت تنهایی گااه است که کسی را دوست نداشته باشیم!
-
گذشته برای آن است که انسان توشه ای از عبرت برای آینده خود بردارد!
-
عذر خواهی دلیل خردمندی است!
-
از گناه فاصله بگیریم، "شیطان" دارد با ما عکس یادگاری می گیرد!
-
ای کاش از آنچه برای دیگران "دیکته" می کنیم، بک بار خودمان نیز بنویسیم!

آخ آخ آخ ! ضربه به نقطه حســــــــــــــــــــــاس بدنش برخورد کرده ! میفهمم چی میکشه ! شما چطور؟ درکش میکنید ؟![]()
![]()
![]()
وای دخترم چه ماکارونی باحالیه، عجب طعمی داره. اسمش چیه مادر؟
...: غلام رسووووووول
( جهت اطلاع باید عرض شود که پس از آنکه حمید در یک حادثه ناگوار در اثر برخورد با یک اتوموبیل جان سپرد همسرش تصمیم گرفت با مردی ازدواج کند که حتی در تصادف با تریلی هم از بین نرود. از همین رو با غلامرسول ازدواج کرد و حاصل این ازدواج فرخنده دختری زیبا بود که نامش را غلام مریم نهادند.)
-------------------------------
به مناسبت فرارسیدن روز دوشنبه شرکت ایران خودرو در نظر دارد تا با شرایط ویژه ای که برای پیش فروش خودرو در نظر گرفته بار دیگر گامی در جهت خدمت به شما هموطنان عزیز بردارد.
آخرین مهلت ثبت نام فروردین ماه سال 1427.
تنوع در محصولات، تهوع در خدمات
-------------------------------
اینجا عطارده، ما بچه های عطارد والیبال رو خیلی دوست داریم. ولی بدون آب معدنی دماوند که نمیشه والیبال بازی کرد.
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.
-------------------------------
دم به دم، دم به دم، دماوند، دم به دم، زرت و زرت، تند و تند، مثل اسب،
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.
-------------------------------
میدونی سه چهارم حجم اون هیکلتو آب تشکیل داده؟
میدونی آب لوله کشی با آب فاضلاب قاطی میشه؟
میدونی اگه آب بدنت پر از فاضلاب باشه چی میشه؟
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.
-------------------------------
-گفتی اسمش چی بود؟
موسسه مالی و اعتباری قوامین.
-نشنیدم
موسسه مالی و اعتباری قوامین
-یه بار دیگه
موسسه مالی و اعتباری قوامین
چی جایزه میده؟
1395 خودروی زامبیا
1395 کمک هزینه سفر به پاریس
1395 کمک هزینه عمل دماغ
و هزاران جایزه دیگر...
موسسه مالی و اعتباری قوامین.
-------------------------------
خانوم بار نیسان چیه؟
اینا مایع ظرفشویی تاژه
چرا اینهمه خریدین؟
والا من تاژ رو با تریلی هم میخرم. یه تریلی تاژ تو خونه باشه ضرر نداره.
مایه ظرفشویی تاژ بهترین در دنیا.
گفتار صادقانه در تبلیغات تاژ افتخار ماست.
|
|
این هم مناجات نامه خواجه عبدا... انصاری دیجیتالی :
خدا HARD دلم FORMAT مکن / FILD من را خالي برکت مکن
OPTION غم را خدايا ON مکن / FILE اشکم را خدايا RUN مکن
DELTREE کن شاخه هاي غصه را / سردي و افسردگي را هرسه را
JUMPER شادي بيا تا SET کنيم / سيستم اندوه را RESET کنيم
نام تو PASSWORD درهاي بهشت / آدرس E-MAIL سايت سرنوشت
اي خدا روز عزل CAD داشتي /MOUSE داشتي تو مگر PAD داشتي؟
که چنين طرح D3 ميزدي / طرح خود بر روي CD ميزدي؟
تا نيفتد BUG در انديشهمان / تا که ويروسي نگردد ريشهمان
اي خدا از بهر ما ايمن فرست / بهر دلهاي پرآتش FAN فرست
اي خدا حرف دلم با کي زنم؟ / HELP ميخواهم که F1 ميزنم!
گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي كـه شـده رابـطـه مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود داتكـامي حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟ برده يا "داتكام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم پـيشـترك جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن هـمـه را جاي "اوكِي" ، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شدهام دلـخـور از گـردالـيِ @ شــدهام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه اي پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت
سلام بر و بچ سریال نرگس هم تموم شد ولی نکات آموزنده ای در بر داشت مثل :
۱. معني استراحت مطلق زن باردار را فهميديم!!
۲.طريقه گوش دادن به صداي قلب جنين را فهميديم!!
۳. اقتدار پليس را درک کرديم (فردا صبح که از مرز رد شد، عکسشو به تمام "پليسهاي تهران" ميديم!!)
۴. معني وکيل زبردست را فهميديم (هدايت:شما هيچ مدرکي نداريد!!)
۵. معني بچه هشت ماهه به دنيا آمده را فهميديم تازه اونم با النگو!!
۶. معني ازدواج موفق را فهميديم (احسان : سمانه جان !من خستم مي رم خونه تو پيش نرگس بخواب من پيش هدايت)
چند تا جمله مسخره و خنده داري که روي بعضي محصولات آمريکايي ديده شده:
روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!
روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه ميباشد!
روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!
روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!
روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!
روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!
روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!
روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!
روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!
روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!
روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!
روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچهها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!
روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغهي چمن زني حرکت ميکند!
ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!
روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!
روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!
دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد.
خدمت همه ی خوانندگان وبلاگ ورود ممنوع ممنوع(قانقالوچه)سلام عرض می کنم.
به دلیل مسافرت سر دبیر ومدیریت فنی وبلاگ این وبلاگ تا ده روز آپدیت نمی شود.
ضمناٌ عزیزانی که مایل به تبادل لینک هستد اعلام کنند تا پس از مسافرت رسیدگی شود.
با تشکر عجوج ومجوج
صلآ چرا همیشه تو قصه ها شخصیت های بد باید مجازات شن و خوب ها تشویق !!!![]()
از اون جایی که من تازه دیپلم تخیلم را گرفتم براتون یکی دیگه از قصه های شیرین و پر ماجرا را براتون تعریف می کنم تا حال کنید !!!
یه روز مهتابی و خوب که شنگول و منگول و حبه ی انگور تو خونشون نشسته بودنو داشتن پلی استیشن بازی می کردن مامانشون می یاد میگه من می خوام برم خونه شمسی خانم اینا هر کی اومد در خونه در را باز نکنید آخه امروز سر برجه این رفتگره سر کوچه می یاد و ماهانشا می خواد !!
شنگول میگه خوب ننه بورو من هستم !!! برو خوش باش !!!
تا مامان بزه میره از خونه بیرون آقا گرگه که پشت بوته ها قایم شده بود می پر میره در خونه شنگول و منگول و حبه ی انگور صداشا مثل زنا میکنه و میگه منم منم مادرتون درو باز کنید CD بازی جدید آوردم براتون !!!
بچه ها که حسابی خوش حال شده بودنند میرند که درو باز کنند که یه مرطبه حبه انگور میگه : نه !!!!! یه وقت خر نشین در رو باز کنید دا .از کجا معلوم که این گرگه مادر مورده پشت در نباشه و دوباره بخواد کرم بیریزه !!!
منگول که تو کف بازی بود (( فکر کنم داشت پرنس پرشیا 3 بازی می کرد )) گفت من برم یه سرو گوشی آب بدم ببینم چه خبره !!! بعد به طریقیه سامورایی رفت بالا پشت بوم خونشون و دید که آقا گرگه پشت در ایستاده و داره با زبونش دور دهنشو پاک میکنه !!!
خوب مثل همیشه تو دیقه 90 آبگوشت چند تا پیام بازرگانی ببینید تا باقی شا براتون بنویسم !!!
((-------TV=>PITZA-KAFSH.BLOGFA))
‹^› ‹(•¿•)› ‹^›
((" یه روز یه مورچهء داشت یه دونه می برد یکی ازش می پرسه دونت چیه !!!!!!!!! می گه : حمیـــــــــــــــــــــــــــد !!!! "))
((" به منظور استقبال بي شمار شما مردم عزیز از شهادت و روحيه شهادت طلبي و همچنين در پي درخواستهاي بي شمار مردم از دولت کريمه دولت با همکاري بنياد شهيد برگزارمي کند: سقوط هواپيما، در هر ماه يک بار. ثبت نام براي ماه بهمن از امروز آغاز ميشود. (شرکت براي عموم آزاد مي باشد) منتظر قدوم سبز شما هستيم..... { التماس دعا } "))
((" جوايز قرض الحسنه بسيجيان :99 تسبيح 99 دانه اى به 100 نفر100 عدد جانماز به 99 نفر200 متر چپيه به 400 نفر (هر نفر نيم متر) هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتيازآخرين مهلت تا پايان هفته بسيج "))
((-------TV=>PITZA-KAFSH.BLOGFA))
‹^› ‹(•¿•)› ‹^›
خوب این هم یه پیام بازرگانی تا اسپانسر ها نگن حوا شونا نداریم !!! حالا بر می گردیم سر اصل داستان :
بزغاله ی ما هم به سبک IGI مخفیانه رفت و یه نگاهی انداخت دید که به به خودشه خود مادر مردشه !!!
رفت پایین پیش باقی بچه ها و گفت دوباره این گرگه حروم زاده پیداش شده !!! این دفعه باید یه حال اساسی بش بدیم تا دیگه برا ما شاخ نشه !!! که دباره صدای در اومد :" بچه ها زود باشید گشنمه دیگه "
بز غاله ها هم دویدن پشت در و یحو در باز کردن آقا گرگه را گرفتن کشیدن تو و تیکه و پارش کردن .
وقتی که مامانشون اومد و این صحنه فجیح را دید گزاشت دنبال بزغاله ها و یه کتک سیر بحشون زد ((علتش هنوز کشف نشده )) و گفت دعا کنید که بابادون نیاد و بفهمه .
- حالا تا دیر نشده بیاید دوتیکه های این گرگ بیچاره از خونه بندازید بیرون .
بچه ها که داشتن تیکه تیکه های آقا گرگه را جمع می کردن ناگهان دیدن که باباشون اومده و داره نیگاشون می کنه تا بابایه قضیه را فهمید گزاشت دنبالشونو یه سیر کتک درست حسابی بشون زد (( می دونید چرا ؟؟؟ آخه عده ای بر این باورند که یه روز همین آقا گرگه میره در خونه شنگول و منگول و حبه انگور و میگه منم منم مادرتون . از شانس بد آقا گرگه باباشون خونه بوده و ... گرگه را می بره به جا مامانه ........... از اون روز آقا بزه از آقا گرگه خیلی خوشش آمده بود ))
اه اه چی شد .این داستان هم خراب شد دیدی گفتم نمیشه هی شما بگین میشه !!!
آخه یکی نیست بگه بچه پرو تو برو چتت را بکن . آخه تورا چه به این که بخوای داستان را عوض کنی.
بی چاره بابا شنگول و منگول و حبه ی انگور .
نتیجه اخلاقی : اگه از رابطه بین دو نفر خبر نداری سعی نکن داستان را عوض کنی !!!
پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم asl plz ؟
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر: تهران/ نازنين/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT آمريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشتهي گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچهي تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟ حسينی! چطور!؟
دختر: چی؟ وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب موندهي خونه رو بدی! مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده....، آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونهي منو به آدمای توی چت ميدی؟ می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!
دختر: او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا!
راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......
گاه حرفهای قشنگ و عمیقی که برای دیکران مطرح می کنیم، ضبط کنیم و خودمان نیز گوش دهیم، از خود نصیحت شنیدن شیرین تر است!
باور داشتن، کار نیکویی است، اما به انجام رساندن باور ها آزمون توانمندی است!
چون نتوانستم سخنی بگویم، به خاموشی روی آوردم که یگانه زبان دل است!
فرق دل با ساعت در این است که ساعت وقتی زنگ بزند، صاحبش را بیدار می کند، اما دل وقتی زنگ بزند صاحبش را می خواباند!
کاری که با نبم خدا شروع نشود با نام شیطان تمام خواهد شد!
آن که مشکلات را نمی بیند، در را به روی فاجعه باز می گذارد!
نوپایی که به نیازهای خود آگاهی می یابد، هوشمند تر از خردمند سر به هوا می شود!
خود را از میان بردارید. یکی بشوید، دوتا نباشید. همه عاشق وار بر محور وحدت قرار بگیرید!
بعضی ها در آینه فقط خود را می بینند. خوشا به حال کسانی که در آینه هم خود هم خدا را می بینند!
یک دوست نا سازگار ولی صمیمی، مثل ترکشی فرو رفته در نخاع است!
تا آخر رو حتما بخونید.
پدر برای ماموریت رفته است من و مادرم و خواهرم تنها هستیم . عمو جواد به خانه ما آمده است تا
ما تنها نباشیم او بسیار مهربان است . پسرعمو سعید زنگ زد و گفت که او و چند تا از دوستانش
میخواهند از خواهرم کامپیوتر یاد بگیرند و تعدادی هم تابلو آورده اند که میخواهند خواهرم در نصب
آنها در سوراخ کمک کند خواهرم هم با آغوش باز قبول کرد و رفت تا به همه آنها یکجا درس کامپیوتر
بدهد نمیدانم این همه سوراخ به اندازه همه آنها را از کجا می آورد . عمو جواد بسیار مهربان است
او تمام کارهایی را که پدرم انجام میداد را کامل و دقیق انجام میدهد تا من و مادرم احساس تنهایی
نکنیم حتی او خانواده خود را رها کرده و اصلا به خانه خود هم یک سر نمی رود شب و روز پیش ما
است . حتی شب ها برای اینکه مادرم تنها نباشد و نترسد در اتاق مادر و در تخت او میخوابد اما
مادر با این حال باز هم می ترسد و هر شب حسابی داد و آخ میکند . پدرم تماس گرفت و گفت که
ممکن است ماموریت او خیلی بیشتر طول بکشد و مادر و عمو جواد بسیار خوشحال شدند نمیدانم
چرا . مادر و عمو جواد خیلی با هم مهربان هستند و البته انسان های صرفه جویی هم
هستند .آنها در مصرف آب بسیار صرفه جویی میکنند حتی برای صرفه جویی بیشتر با هم به حمام
میروند تا آب کمتری مصرف کنند من از این فکر ابتکاری آنها بسیار خوشم آمد و تصمیم گرفتم که آن
را به شواری صرفه جویی شهری پیشنهاد کنم . پدرم بعد از نه ماه بلاخره به خانه برگشت و متوجه
شد که صاحب یک فرزند جدید شده است راستی من هم نمیدانم که صاحب پسرعموی جدید شده
ام یا برادر شده ام...
توضیحاتی در مورد رشته های دانشگاه
۱-رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است!از جمله دروس این رشته: -1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.
2-مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:بیل مقدماتی – بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......
3-رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!
4-رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته پشه باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!
5-رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!از دروس این رشته:بیل گیتس شناسی 1 – سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....
6-رشته پرستاری:رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه!ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بیروح میشد(تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟کیا......!)رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد(صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد!از دروس این رشته عبارتند از:راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی –
7-داروسازی:نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!!(البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!)کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن(پسراشو میگم!) از دروس این رشته:فارمالوژی-فارماتو گرافی-فارماسی-فارما توپیک-شیمی!

با ردایی از پس افقهای دور می آید. صدای قدمهایش را می شنوم با کوله باری از عدل و عدالت، با ذوالفقار علی ، با سیما ی محمد و به اذن خداوند می آید. می آید که ما آسمانی شویم.
(کد لوکوی وبلاگ من در پایین هست.)
تا آخر متن رو بخونید.....
امروز عمو جان به خانه ما آمد خیلی خندیدیم و خیلی خوش گذشت من کلی شیرینی و شکلات
خوردم عمو جان پیشنهاد کرد که همگی به نمایشگاه بروند خواهرم و پسر عمو گفتند که میخواهند
با کامپیوتر کار کنند و نمی آیند .آنها خیلی خوشحال بودند . شاید قرار بود در نمایشگاه زلزله شود که
آنها از نرفتن اینقدر خوشحال بودند . من هم ترسیدم و گفتم که من هم نمی آیم . آنها خیلی
ناراحت شدند . عمو جان و بقیه رفتند . خواهرم و پسرعمو سعید رفتند کامپیوتر کار کنند من هم
دنبالشان رفتم اما من را راه ندادند و گفتند ما میخواهیم کامپیوتر کار کنیم و بعد هم یک تابلو به
دیوار بزنیم که این کارها مال بزرگترها است و مال بچه ها نیست من خیلی ناراحت می باشم آنها
برای اینکه من داخل اتاق نروم در را قفل کرده اند . من پشت در زانو زده و ناراحت می باشم فکر
کنم دچار افسردگی شدید مضمن شده باشم . از داخل اتاق صداهایی می آید . پسرعمو سعید
میگوید بکش پایین . فکر کنم تابلو را کمی بالا زده اند و خواهرم دارد آن را نصب میکند که پسر عمو
میگوید پایین بکش . خواهرم میگوید که از عقب بکن از جلو نه . فکر کنم که ضریب هوشی آنها پایین
است چرا که تابلو را به کل سر و ته زده اند و عقب و جلوی آن را تشخیص نمی دهند . پسر عمو
میگوید از جلو هم اشکال ندارد . احتمالا تابلو دو طرفه میباشد و از هر دو طرف میشود نصب کرد .
خواهرم میگوید بکن توش . فکر کنم پسر عمو سعید مسیولیت زدن میخ به دیوار را به عهده گرفته و
دارد میخ را در سوراخ فرو میکند . خواهرم و پسر عمو آه و اوه زیادی میکنند و بسیار تلاش میکنند
اما انگار دیوار اتاق از فولاد ساخته شده و موفق به فرو کردن میخ به دیوار نمی شوند . خواهرم
میگوید که خون اومد . فکر کنم دستش در اثر میخ بریده باشد باید برایش چسب زخم ببرم . پسر
عمو میگوید که بر گرد . نمیدانم ولی فکر کنم که خواهرم از فرو کردن میخ خسته شده و میخواهد
بیرون بیایید اما پسرعمو سعید به او میگوید که برگردد و دوباره تلاش کند . خواهرم میگوید وازلین
بزن جا باز کنه . واقعا که هوش خانواده ما بسیار بالا است خواهرم متوجه شده که اگر وازلین بمالن
مطمینا راحتتر میخ در سوراخ فرو میرود. دم خواهرم واقعا گرم میباشد. پسر عمو میگوید من دارم
میایم . نمیدانم کجا رفته بوده که حالا دارد میاید . به هر حال خواهرم میگوید دارد میاید . خیالم
راحت است که هر جا رفته بودند با هم بودند که حالا با هم میایند . پسرعمو میگود برگرد میخوام
بریزم توش . خیلی فکر کردم تا متوجه شدم منظور این جمله چی بوده است . میخ در دیوار فرو رفته
است اما گچ دیوار کمی ریخته است و پسر عمو از خواهرم میخواهد که گچ ها را با خود ببرد . کار
نصب تابلو با موفقیت انجام شده است و احتمالا نتیجه آن نه ماه دیگر مشخص میشود فکر کنم که
دایی شده ام......
اگر شما پسری هستید طالب قرتیبازیهای دخترانه!، نکات زیر را جهت دختر شدن، البته به طور آزمایشی، رعایت کنید:
ابتدا باید ریش و سبیل خود را، البته اگر دارید، (ریش و سبیلو میگم بابا!) به سطل
خاکروبه بسپارید. هر چند که با زدن سبیل خود، نمیتوانید درست راه بروید!
خودتون را با انواع شامپو و خوشبو کننده بشوريد تا بوي گندتون بره
اکنون نوبت آن است که تغییراتی چند در سر و صورت خود به وجود آورید. از جمله
ابروها را صفا دهید! که البته این نکته امروزه لازم به ذکر نمیباشد. زیرا شما از
هرچي دختره بهتراين كار را مي كنين!
حالا به سراغ لوازم آرایشی مادر یا احیانا خواهر خود بروید. سعی کنید قوطی کرم
پودر را روی صورت خود خالی کنید!
بجاي لباس هاي گشادتون يه چند دست لباس تنگ و کيپ بپوشيد
يه روسري گل من گلي سرتون کنيد شايد هيکل مثل شتر را قايم کنيد.
در آخر یک مانتو که از شدت تنگی به کیسهی مارگیری شباهت دارد به تن کنید. هر
چه تنگتر، اندام ضایع شما زیباتر!
روسری ترجیحا تیتیش خود را سر کنید و آماده خروج از خانه شوید.
کفش پاشنه بلند در اینجا نقش مهمی ایفا میکند. هر چند که شما با پوشیدن یک
کفش پاشنهدار مثل شترمرغ راه خواهید رفت!
حالا شما در خیابان هستید!
سعي كنين راه نرين تكنو بزنين
هنگام راه رفتن سعی کنید به کل بدن خود پیچ و تاب بدهید! بهتر است برای بهتر قر
دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنید!
و نکته بسیار بسیار مهم «عشوه شتری» است! شما باید سعی کنید برای کل ملت
که در خیابان هستند پشت چشم نازک کنید!
اگر کسی احیانا از شما ساعت پرسید، صدای دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنید:
ببخشید خانوم، ساعت چنده؟
اییییییییییش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامی که در خیابان راه میروید لغات عاشقانه بسیاری را میشنوید و
مسلما حال میکنید!
(خانوم متلك عرض كردم ؛ خانوم قالپاقت رو قرض ميدي ؛ هي خانوم كجا؟ كجا؟!!!
دوستت دارم به خدا هي خانوم يواش! يواش!! با ما
اينجوري نباش)
در صورت حال كردن؛ قري هم به باسن خود داده ، عشوه شتري و غنچه كردن لبها
فراموش نشود.
من هشت سال دارم ساعت ده شب است من اصلا خوابم نمی آید ولی پدر و مادر به زور من را به
رختخواب می برند و میگویند که بخواب . نمی دانم که چرا اینقدر برای زود خوابیدن من اصرار می
کنند. من هر چقدر سعی میکنم نمیتوانم بخوابم . از اتاق پدر و مادر صداهایی می آید خیلی واضح
نیست . مادر جیغ می کشد فکر کنم که سوسک دیده است . صدای جیغ های مادر بلند تر میشود
شاید موش دیده است . صدا ها بیشتر بلندتر و بلندتر میشود دیگر دارم مطمین میشوم که شاید
شیر در اتاق است . کم کم پدر هم سر و صدا میکند پدر و مادر هر دو آه و اوه میکنند فکر کنم دزد
آمده و پدر مشغول کتک کاری می باشد صدای آه و اوه و آخ پدر و مادر بسیار بلندتر میشود شاید
سه یا چهار دزد در اتاق باشند درگیری ادامه دارد کار به جاهای باریک کشیده میشود پدر و مادر هر
دو آه بلندی می کشند و دیگر صدایی نمی آید احتمالا پدر دزدها را کشته است من به داشتن پدر و
مادر شجاع خودم افتخار می کنم حالا می فهمم که چرا پدر ها و مادرها اینقدر زود بچه ها را
میخوابانند فقط و فقط بخاطر این است که اگر دزدی به خانه آمد بچه ها خواب باشند و پدر و مادر
بتوانند به راحتی با دزدها درگیر شوند .
-
کسی که دیگری را پنهانی موعظه می کند، بهاو ارج نهاده و کسی که آشکارا اندرز می دهد او را تحقیر کرده است!
-
دلی که نور خدا بر آن نمی تابد، مستعمره ی شیطان است!
-
ذهن آدمی که با حوصله به حرف چرندی گوش می دهد، یک سطل رباله صبور است!
-
خیلی دیر است اگر در قیامت بفهمیم برای چه آفریده شده ایم!
-
درسی که تنها حفظش کنی درس نیست، درس آن است که تو را "حفظ کند!
-
در زندگی ریسمان "امید" را رها مکن، وقتی که احساس میکنی که دیگر تحمل سختی را نداری، جادوی "امید" است که به تو نیرو می دهد تا راه را ادامه دهی!
-
هرگز مها ر شاد زیستن خود را به دست دیگری مده، بر آن چنگ بزن، آنگاه همواره در مختیارت خواهد بود!
-
پشت هر در بسته، رازی سر به مهر وجود دارد!
-
هر که روزانه باغچه دلش را با آب تامل و خود اندیشی مهمان نکند، همیشه پژمرده و پاییزی خواهد ماند!
-
در خانه نادانی آینه ای نیست که روحت را به تو بنمایاند!
-
سوقوط بد است، در یک دره سبز و دوست داشتنی!
-
آن که خدا را آز زندگی اش سانسور کند همیشه دچار "خود سانسوری" خواهد بود!
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خواهران محترمه می توانند از روش های زیر استفاده کنند و البته مراقب باشند که سوء استقاده نکنند .
۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خورد کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که :
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آب است .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد .
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتوانید فانوس هم روشن کنید .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بقلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ زدن :
این روش به دلیل مسائل اخلاقی سانسور شده است.![]()
![]()
![]()
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدید و بعد ترک تحصیل کنید
۶ ـروش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنید همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشید.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر با ریش گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردند روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارند رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می توانید روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزید.
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش لب میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند .
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید .
هر کس روی پیغام گیر تلفن خود جملاتی را ادا می کنه تا به شما بفهمونه که باید برای او پیغام بگذاری .
حالا تصور کنید اگر تلفن و منشی تلفنی در عصر شاعران قدیمی کشورمان وجود داشت چه پیغام هایی را می شنیدیم:
منشی تلفنی حافظ:
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود،غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه خود ،غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
آن زمان کو باز گردد خانه خود،غم مخور
منشی تلفنی سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم
منشی تلفنی فردوسی:
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
منشی تلفنی خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از ما یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد
منشی تلفنی مولانا:
بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون،رقصان شود
شوری بر انگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
بگو به من پیغام خود ،هم نمره و هم نام خود
آیم تو را پاسخ دهم ، جان تو را قربان شوم
این هم پیغامی که روی منشی تلفنی خودم میذارم
شرمنده از آنیم که خارج ز سراییم
تا با تو سلامی و علیکی بنماییم
گر لطفی کنی نمره و پیغام گذاری
پاسخ دهیم ای دوست به وقتی که بیاییم

